محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

318

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

ما عليه السّلام آفريد . امّا سر او بر مثال ميم اول است از نام محمّد و دو دست او مثال حا است از نام محمّد ، و شكم و پشتش بر مثال ميم ديگر است « 1 » از نام محمّد ، و آن دو پاى او بر مثال دال است . و چون صورة آدم « 2 » آفريده بود او كنده « 3 » بود بى جان ، و هيچ اندام برو پيدا نيامده بود ، و هيچ خلق ندانستند كه آن چگونه خواهد بود . « 4 » پس هم چنان او كنده بود تا چهل سال ، چنان كه گفت عزّ و جلّ : هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً . « 5 » گفت برآمد بر مردم يك چند از زمانه ، و اين حين « 6 » كه خداى عزّ و جلّ اندر كلام خويش ياد مىكند ، چنين گفته‌اند كه چهل سال بود « 7 » . و هيچ خلق نشناخت كه آن چيست از بهر آن كه او طاق بود و هنوز جفت نگشته بود ، و هر چه طاق باشد و او را جفت نباشد هرگز تمام نباشد ، از بهر آن كه يكى طاق كه و را جفت نيست آن خدايست عزّ و جلّ ، كه يكى است بى مثل بىمانند بى همتا بى همباز بى چون بى چگونه ، جلّ جلاله و عزّ كبرياء و تقدّست اسماءه و تعالى صفاته . نبينى كه مر فرزند آدم « 8 » را چگفت : وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً . « 9 » گفت چون شما را بيافريدم جفت آفريدم . پس چون آدم را از گل بيافريد طاق بود تا جان با او جفت نگشت هيچ كار را به كار نيامد . آن گاه چون چهل سال برآمد بفرمود تا جان به دو اندر شد چون جفت گشت مردم

--> ( 1 ) ميم ديگرست . ( صو . خ ) - ميم ميانگين است . ( ن ) ( 2 ) او . ( ن . ح . صو ) ( 3 ) افكنده . ( ن . خ . صو ) ( 4 ) چگونه باشد . ( ن . خ . صو ) ( 5 ) الدّهر ، 1 ( 6 ) متن : چنين . ( 7 ) ياد مىكند به قرآن اندر چهل سال بود . ( ن ) ( 8 ) آن خدايست عزّ و جلّ كه يكى است نه بينى كه مر فرزندان آدم را . ( ن . صو . خ ) ، و در اين نسخه‌ها عبارت « بى مثل ، بىمانند . . . » نيست . ( 9 ) النبأ 8